اعتراض یک نویسنده به یک کارگردان تئاتر

در پی انتشار خبری از کوشش برای اجرای نمایش راه آهن ساخته شد و آسانی آورد، رضا شاهبداغی به کارگردان این نمایش برای استفاده بدون اجازه از متن نمایشنامه بریدگی ها برای اجرا اعتراض کرد.

اعتراض یک نویسنده به یک کارگردان تئاتر

به گزارش خبرنگاران، چندی قبل گفت وگویی با رامونا شاه در خروجی این خبرگزاری نهاده شد که از برنامه ریزی او برای اجرای نمایشی مشترک از ایران و روسیه با نام راه آهن ساخته شد و آسانی آورد در جشنواره بین المللی تئاتر فجر خبر می داد. وی در این گفت وگو درباره نمایشی که قصد اجرای آن را در جشنواره فجر و نیز مکانی مانند موزه ملی روسیه در تهران دارد، توضیح داده بود: با نمایش راه آهن ساخته شد و آسانی آورد به عنوان کارگردان و بازیگر در جشنواره اکسس پوینت روسیه حضور پیدا کردم. متن نمایشنامه برگرفته از چند متن مختلف بود که اصلی ترین آن ها متون باغ آلبالو اثر چخوف و بریدگی ها اثر رضا شاهبداغی بودند که توسط آندره پرونین که دبیر هنری جشنواره هم بود، به رشته تحریر (ترجمه به سه زبان) درآمد.

حال پس از انتشار این مصاحبه و تعیین شدن جزئیاتی از چگونگی اجرا در روسیه، شاهبداغی می گوید که برای اجرای عمومی این اثر در جشنواره اکسس پوینت و همین­طور قصد اجرا در جشنواره فجر از او اجازه گرفته نگردیده و در واقع فقط قرار بوده بخش هایی از این نمایشنامه طبق توافقی که این دو با هم نموده بودند (صرفا در محدوده ورکشاپ آموزشی) که به گفته شاهبداغی مکالمات این توافق هنوز هم موجود است، در این کار استفاده گردد. ضمن اینکه شاهبداغی تاکید دارد اصلا اطلاع نداشته این پروژه به کارگردانی رامونا شاه بوده و از طریق خبر خبرنگاران متوجه گردیده آنچه از او در خواسته گردیده با آنچه اجرا گردیده، از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

این نویسنده و کارگردان در یادداشتی به نسبت طولانی که در اختیار خبرنگاران قرار داده، به توضیح جزئیات کامل مکالمه های رد و بدل گردیده درباره چگونگی استفاده از بخش هایی از نمایشنامه بریدگی ها پرداخته و به همین بهانه از وجود معضلاتی در تئاتر ایران انتقاد نموده است.

شاهبداغی در بخشی از این یادداشت نوشته است: پیرو گزارش درج گردیده در سایت خبرگزاری خبرنگاران، به تاریخ 24 مرداد 1397، با عنوان تئاتر مشترک ایران و روسیه در فجر به صحنه می رود؟، خانم رامونا شاه مدعی کارگردانی اثری گردیده که بریدگی­ های من هم بخشی از آن است. نمایشی که بار مسئولیت ایده­ ها و اهدافش را از سال 1389 به دوش کشیده ­ام و تاکنون دو دوره اجرای عمومی و چند اجرا در جشنواره ­های فجر داشته است و البته مقادیر زیادی جدال با سانسور و گاه جار و جنجال ­های دیگر را هم پای خود ثبت دارد (که این مقادیر زیاد با ایده ­ها و اهداف آن نمایش نسبت مستقیم دارد). این نامه اعتراض من است نسبت به گزارشی که در کسب اجازه از من برای استفاده از پاره ­هایی از بریدگی ­ها، در این مورد مشکوکِ حضور در جشنواره اکسس­پوینت و کارگردانی نمایشی مشترک بین ایران و روسیه.

او در ادامه این نامه اشاره مفصلی دارد به پیغام های متنی رد و بدل گردیده و توافقاتی که با کارگردان یادگردیده داشته و در بخشی دیگر از آن اظهار نموده است که از طریق همین پیغام ها آگاه گردیده که پروژه نهایی ورکشاپ ترکیبی از بریدگی ها و چند متن دیگر است و نیز تاکید نموده است: پس مؤکدا از او خواستم علاوه بر درج نام من به عنوان نویسنده و کارگردان این اثر (که خودش هم در آن بازی نموده و صرفا متن پرینت گردیده اش را نخوانده)، تنها در همان محدوده ورک­شاپ و سخنرانی در باب تئاتر تجربی، بخش هایی از آن را در مختصاتی که تحت کارگردانی من اجرا گردیده بود، اجرا کند.

وی در ادامه نوشته است: و اکنون کاشف به عمل آمده است که ایشان به عنوان کارگردان، 11 اجرا در جشنواره اکسس پوینت شهر سنت پترزبورگ روسیه (و نه ورک شاپ) رفته ­اند و ضمنا قصد دارند این تئاتر مشترک را در بخش بین ­الملل جشنواره تئاتر فجر شرکت دهند. و تناقضی از زمین تا آسمان میان محتوای درخواست در تاریخ 19 تیر و حرف­ های مندرج در گزارش خبرنگاران در تاریخ 24 مرداد است.

شاهبداغی در این یادداشت تاکید نموده است: اکنون من خواستار استیفای تمام حقوق مادی و معنوی آن بخش از بریدگی ­ها (حتی یک واو از آن) هستم. بنابراین شکایت­ نامه­ ای تنظیم نموده ­ام خطاب به مرکز هنرهای نمایشی، خانه تئاتر، دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر و همین­طور جشنواره اکسس پوینت ... و پیگیر آن هستم و عجالتا از دبیر جشنواره تئاتر فجر و مدیر امور بین ­الملل مرکز هنرهای نمایشی می ­خواهم صراحتا با چنین پدیده­ ای به صورت ریشه­ ای برخورد نمایند...

او در ادامه به موضوعی کلان تر در تئاتر اشاره نموده و گفته است: ساختاری که شهرت را به هزار روش آشکار و نهان تبلیغ می نماید، قطعا شرّ را از پیش، درون مویرگ هایش دارد و ناگزیر خون فاسدش حتما از رَگان همین توده بیرون خواهد زد. که هر اشاره ای به مردم بدون در نظر دریافت این جنایت ­ها، تنها بر جنایت می افزاید. که ما و ایشان ظاهرا همه از زمره مردمیم و توده. و مُبرهن است که این وسوسه­ شُهرت در تئاتر مستقیما از فرایند عَمدیِ سیاست زُدایی می­ آید که تئاتر و راه های کسب شُهرت را بر هم منطبق نموده است، همان­طور که فروختنِ نتایج را جایگزین کاویدن علل معضلات نموده است؛ و اینها همه ذیلِ تئاتر بین­ المللی، تئاتر تجربی، و تئاتر اجتماعی و هزار بزکِ دیگر...

بخشی از پاسخ اینجاست: جایی که فی المثل رَجُل سیاسی اش همچون سلبریتیها عمل، و فلان هنرپیچه دست چندمش در قامت رجال سیاسی رفتار می­ کند! و اینها همه در مغاک امثال اینستاگرام ظاهر می­ گردد و توأمان، وضعیت را تقلیل می­ دهد. اینکه در قَلبِ واقعیت، صندلی بین ­المللی را به رُخ بکشیم و چندی بدان دلخوش باشیم، و البته مترصد شکار موقعیتِ بهتر، با هر وسیله ­ای. این­چنین است که از صدر تا ذیلِ عناصرِ وضعیت در فروپاشی قریب ­الوقوع آن همدست ­اند.

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "اعتراض یک نویسنده به یک کارگردان تئاتر" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با اعتراض یک نویسنده به یک کارگردان تئاتر

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید